پدافند هوایی موشکی از مهمترین اصول دفاعی برای دفاع از مراکز حساس و مهم است. در ادامه نیز نگاهی به تاریخچه آن پس از جنگ جهانی دوم داریم.
امروزه کشورها برای حراست از مراکز مهم خود در برابر هواگردهای سرنشین دار و بدون سرنشین دشمن و همچنین موشکها و حتی مهمات کوچک همچون خمپاره و راکت، از سامانههای گوناگون پدافند هوایی استفاه میکنند. در قسمت اول به نخستین تلاشهای صورت گرفته برای ساخت موشکهای پدافند هوایی در زمان جنگ جهانی دوم اشاره کردیم و بیان شد که چگونه نیاز سبب شد تا دو طرف دست به ساخت چنین تسلیحاتی بزنند.
در بخش پیش ضمن معرفی تمامی تلاشهای صورت گرفته تا پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، به معرفی موشک آلمانی واسرفال نیز پرداختیم که جد مستقیم موشکهای پدافند هوایی امروزی است. آخرین موشکی که معرفی کردیم، فونریو ۴ ساخت امپراتوری ژاپن بود که شاید میتوانست ورق را برگرداند که در نهایت چنین امری محقق نشد. و اما در ادامه از نخستین طرحها و موشکهای ساخته شده پس از پایان جنگ جهانی دوم سخن میگوییم.

MIM-3 Nike Ajax
با وجود تمامی طرحهای ساخته شده تا پایان جنگ جهانی دوم و حتی توسعه بیشتر آنها پس از جنگ، تا سال ۱۹۵۴ هیچ سامانه پدافند هوایی موشکی در خدمت نبود. تا این که MIM-3 نایکی ایجکس (Nike Ajax) به عنوان نخستین پدافند موشکی است در سال ۱۹۵۴ وارد خدمت شد. این موشک توسط دو کمپانی هوافضا، امنیتی و دفاعی آمریکایی بل (Bell) و داگلاس (Douglas) ساخته و پروژه آن موسوم به پروژه نایکی نیز در سال ۱۹۴۴ کلید خورد. این پروژه در سال ۱۹۴۵ رسما آغاز شد. توسعه آن تا سال ۱۹۵۱ ادامه داشت و نخستین آزمایش موفق موشک نیز در همان سال انجام شد.
این موشک دو راکت پرتابگر کمکی سوخت جامد و یک موتور راکتی سوخت مایع داشت. برد آن ۵۰ کیلومتر بود و تا ارتفاع ۲۱ کیلومتری بالا میرفت. سرعتش نیز بیش از ۲.۲۵ ماخ بود. این موشک برای سرنگونی بمب افکنهای شوروی طراحی و ساخته شد. جالب است بدانید تهدید بمب افکنهای شوروی با بمب افکن توپلوف Tu-4 آغاز شد. این بمب افکن تماما از روی بمب افکن آمریکایی بوئینگ B-29 سوپرفورترس (Superfortress) کپی شده بود؛ گرچه ابدا نتوانست به اندازه B-29 توانمند باشد.
در زمان جنگ جهانی دوم، بین سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۵، چهار بمب افکن آمریکایی B-29 پس از آسیب دیدن طی عملیاتهای بمباران ژاپن، در شوروی که از متفقین بود فرود اضطراری انجام دادند. شوروی نیز از تحویل آنها به آمریکاییها خودداری و با مهندسی معکوس، Tu-4 را ساخت که پس از جنگ جهانی دوم تهدیدی برای غرب محسوب و سرآغاز ساخت بمب افکنهای دوربرد توسط شوروی شد. شوروی با مهندسی معکوس B-29 تجربه و دانش بسیاری بدست آورد که در ساخت هواپیماهای بعدی به آن کمک فراوانی کرد.
و اما به نایکی ایجکس بازگردیم. هدایت این موشک نیز بدین شکل بود که یک رادار موقعیت هدف را پیوسته دنبال میکرد. یک رادار نیز موقعیت موشک را زیر نظر میگرفت. یک کامپیوتر نیز اطلاعات دو رادار را دریافت و با توجه به مسیر پرواز هر یک، نقطهای را برای اصابت موشک به هدف انتخاب و با استفاده از امواج رادیویی (به صورت کنترل از راه دور خودکار) موشک را به نقطه تلاقی مورد نظر هدایت میکرد.

RIM-2 Terrier
نیروی دریایی آمریکا نیز در سال ۱۹۵۶ نخستین پدافند هوایی موشکی خود موسوم به RIM-2 تریر (Terrier) را وارد خدمت کرد که دومین سامانه پدافندی موشکی عملیاتی در دنیا و نخستین پدافند موشکی دریاپایه است که روی کشتی نصب شد. این موشک حاصل پروژه بامبل بی (Bumblebee: به معنی زنبور عسل) بود که در سال ۱۹۴۳ آغاز شد. نسل اولیه این موشک ۲۰ کیلومتر برد و ۲ ماخ سرعت داشت. هدایت آن نیز پرتو سواری راداری بود و از یک موتور راکتی سوخت جامد بهره میبرد. برد این موشک در آخرین نمونه خود موسوم به RIM-2F به ۷۴ کیلومتر رسیده بود. در روش هدایتی پرتور سواری رادار، امواج راداری نه چندان قدرتمندی روی هدف تابیده و موشک با گیرندهای که در انتهای خود دارد، رد امواج تا رسیدن به هدف را تعقیب میکند. دلیل قدرتمند نبودن امواج نیز این است که نیازی به بازتاب آنها از هدف نیست.

С-۲۵ Беркут
چند روز بعد از تریر نیز شوروی سومین سامانه پدافندی موشکی عملیاتی دنیا که نخستین موشک پدافند هوایی خود محسوب میشد را نیز وارد خدمت کرد. این موشک S-25 برکوت (С-۲۵ Беркут: به معنی عقاب طلایی) نام داشت و در ناتو با نام SA-1 گیلد (Guild) شناخته میشد. پروژه این موشک از سال ۱۹۵۰ آغاز شد. برکوت ۴۵ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع ۱۴ کیلومتری بالا میرفت. سرعت آن نیز ۲.۵ ماخ بود. ناگفته نماند برکوت بر اساس موشک پدافند هوایی واسرفال آلمانیها ساخته شده بود.

С-۷۵
در سال ۱۹۵۷ شوروی یک سامانه پدافندی دیگر نیز وارد خدمت کرد که همان S-75 دوینا معروف است و در ناتو با نام SA-2 گاید لاین (Guideline) شناخته میشد. پروژه این موشک از سال ۱۹۵۳ با رهبری پیتر گروشین (از دانشمندان راکتی شوروی) آغاز شد و حاصل موشکی بود که در زمان خود بسیار مشهور شد. S-75 حاصل تکامل S-25 برکوت بود و ریشه آن نیز مجددا به واسرفال ساخت آلمان نازی باز میگردد.
دوینا نخستین سامانه پدافند هوایی موشکی است که موفق به شکار یک هواپیما شد. در تاریخ ۷ اکتبر ۱۹۵۹، یک آتشبار دوینا که در اختیار ارتش چین بود، یک هواپیمای شناسایی راهبردی آمریکایی RB-57D کانبرا (Canberra) متعلق به نیروی هوایی تایوان را شکار کرد تا بدین ترتیب نخستین شکار هوایی دنیا توسط موشک زمین به هوا رقم بخورد.
و اما این موشک معروفیت خود را مدیون سرنگونی یک فروند هواپیمای شناسایی راهبردی آمریکایی U-2 متعلق به سیا (CIA) در سال ۱۹۶۰ بر فراز کوبا در جریان بحران موشکی کوبا است. تا پیش از شکار کانبرا و U-2، هواپیماهای شناسایی راهبردی آمریکایی با پرواز در ارتفاع بسیار بالا، از گزند پدافند شوروی در امان بودند. اما S-75 جریان بازی را عوض کرد و آمریکاییها فهمیدند دیگر ارتفاعهای بالا نیز امن نیست و چنگال خرس به آن میرسد. پس پنهانکاری و سرعت را سرلوحه طراحیهای بعدی خود قرار دادند که منجر به ساخت هواپیمای شناسایی راهبردی فراصوت SR-71 بلک برد (Black Bird) شد.
موشک دوینا در نسل اول خود ۳۰ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع ۲۲ کیلومتری اوج میگرفت. موشک با راکت پرتابگر کمکی سوخت مایع شلیک میشد، سپس موتور راکتی سوخت جامد آن روشن و سرعت موشک را به بیش از ۱.۴ ماخ میرساند. هدایت آن نیز رادیویی بود.

MIM-14 Nike Hercules
و اما پروژه نایکی نتایج دیگری نیز داشت. آمریکا علاوه بر نایکی ایجکس، موشک دیگری به نام MIM-14 نایکی هرکیولیس (Nike Hercules) ساخت که برد، سرعت و ارتفاع پروازی آن نسبت به نایکی ایجکس بسیار بیشتر شده بود و از هدایت مشابه اما دقیقتری بهره میبرد؛ این موشک در سال ۱۹۵۸ وارد خدمت گشت و توسط سه کمپانی بل، داگلاس و وسترن الکتریک (Western Electric) برای ارتش آمریکا ساخته شد. این موشک یک نمونه متحرک نیز داشت و نخستین پدافند متحرک و خودکشش دنیا به شمار میرفت.

RIM-8 Talos
در همان سال ۱۹۵۸، نیروی دریایی آمریکا موشک پدافندی دیگری به نام RIM-8 تالوس (Talos) را نیز وارد خدمت کرد که هدف اصلی پروژ بامبل بی بود. این موشک در نمونه اولیه خود ۹۲ کیلومتر برد و ۲.۵ ماخ سرعت داشت. ارتفاع پروازی آن نیز ۲۴.۵ کیلومتر بود. موشک تالوس یک موتور رم جت داشت و نخستین موشک دنیا با موتور رم جت محسوب میشود. این موشک هدایت پرتو سواری راداری داشت و توسط کمپانی فقید آمریکایی بندیکس (Bendix) ساخته شده بود. تالوس با موتور راکتی کمکی پرتاب و پس از رسیدن به سرعت و ارتفاع لازم، موتور راکتی از آن جدا و موتور رم جتش روشن میشد.

RSD 58 در سمت راست و RSA در سمت چپ
سوئیسیها نیز پروژه موشک پدافند هوایی خود را از سال ۱۹۴۶ آغاز کردند که تا سال ۱۹۵۸ ادامه داشت و حاصل آن دو موشک RSA و RSD 58 بود که البته هیچ کدام وارد خدمت نشدند. RSA یک موتور راکتی داشت که موشک را به سرعت ۱.۸ ماخ میرساند. روش هدایتی آن نیز پرتو سواری راداری بود. موشک RSD 58 نیز یک موتور راکتی سوخت مایع داشت و سرعتش به ۲.۴ ماخ میرسید. برد آن نیز ۳۰ کیلومتر و ارتفاع پروازش نیز ۹ کیلومتر بود. این موشک نیز هدایت پرتور سواری داشت. هر دو موشک پرتابگر متحرک و کششی داشتند.

Bloodhound
اواخر سال ۱۹۵۸ نیز بریتانیا نخستین موشک پدافندی خود را وارد خدمت کرد که بلاد هاوند (Bloodhound) نام داشت. این موشک با ۴ موتور راکتی پرتابگر کمکی شلیک و سپس دو موتور رم جت آن وظیفه تامین رانش را بر عهده میگرفتند. این موشک ۵۲ کیلومتر برد و ۲.۲ ماخ سرعت داشت و از هدایت راداری نیمه فعال استفاده میکرد. بلاد هاوند در آزمایشهای انجام شده ثابت کرد نرخ موفقیت ۷۰ درصد دارد. این موشک تا ارتفاع ۲۱ کیلومتری از سطح زمین بالا میرفت. فراموش نکنید که در هدایت راداری نیمه فعال، یک رادار امواج قدتمندتری نسبت به هدایت پرتور سواری روی هدف تابانده و گیرنده راداری که در سر موشک است، بازتاب امواج را دریافت و به سمت هدف میرود.

CIM-10 Bomarc
یک سال بعد در سال ۱۹۵۹ نیز نیروی هوایی آمریکا نخستین موشک پدافندی خود موسوم به CIM-10 بومارک (Bomarc) را وارد خدمت کرد که توسط کمپانی هوافضا، امنیتی و دفاعی آمریکایی بوئینگ (Boeing) ساخته شده بود. بومارک برای فاز اولیه هدایت خود دارای هدایت رادیویی و در فاز پایانی نیز هدایت راداری فعال داشت. بومارک که فوق دوربرد بود، ۷۰۰ کیلومتر برد داشت و با موتور رم جت خود به سرعت ۲.۵ ماخ میرسید. این موشک نخستین موشک پدافندی عملیاتی در دنیا بود که هدایت راداری فعال داشت و در فاز پایانی حمله مستقلا هدف را کشف و به طرفش میرفت. در هدایت راداری فعال نیز موشک خود در دماغهاش یک رادار دارد که با آن هدف را کشف و پس از قفل روی آن، به طرفش میرود.

Thunderbird
جهان در سال ۱۹۵۹ شاهد یک موشک پدافند هوایی دیگر از سوی بریتانیا بود که ثاندر برد (Thunderbird) نام داشت و بر خلاف بلاد هاوند که ثابت بود، ثاندر برد از پرتابگر متحرک شلیک میشد. این موشک هدایت راداری نیمه فعال داشت و با سرعت ۲.۷ ماخ به سمت هدف میرفت. بردش نیز ۷۵ کیلومتر بود و تا ارتفاع ۱۵.۲ کیلومتری بالا میرفت.

MIM-23 Hawk
در سال ۱۹۶۰ نیز ارتش پدافند MIM-23 هاوک (Hawk) را وارد خدمت کرد. توسعه این موشک از سال ۱۹۵۲ توسط کمپانی هوافضا، امنیتی و دفاعی آمریکایی ریتیان (Raytheon) آغاز شد و حاصل موشکی میان برد بود که وزن کم و ابعاد کوچکی داشت. این موشک که بسیار توانمند بود، از هدایت راداری نیمه فعال بهره میبرد و در نمونه اولیه خود ۳۵ کیلومتر برد داشت. ارتفاع پرواز آن نیز ۱۴ کیلومتر و سرعتش ۲.۷ ماخ بود. این موشک موتور راکتی سوخت جامد داشت. در مدلهای بعدی برد موشک به ۵۰ کیلومتر رسید. در جنگ ۸ ساله ایران و عراق نیز کشورمان به طور گسترده از این سامانه علیه هواپیماهای متجاوز عراقی استفاده کرد.

۲К۱۲ Куб
در همان سال ۱۹۶۰ شوروی نیز پدافند متحرک خود موسوم به ۲K12 کوب (Куб: به معنی مکعب) را وارد خدمت کرد که ناتو آن را با نام SA-6 گین فول (Gainful) میشناخت. کوب نیز همچون هاوک کوتاه برد تا میان برد بود. برد این موشک ۲۲ کیلومتر، ارتفاع پروازش ۷ کیلومتر و سرعت آن نیز ۱.۷۵ ماخ بود و از هدایت راداری نیمه فعال بهره میبرد. در سامانه کوب نیز همچون هاوک سه موشک روی هر پرتابگر نصب میشد. این موشک موتور راکتی سوخت جامد داشت. کوب نخستین سامانه پدافند هوایی تماما خودکشش و یکپارچه در دنیا بود.

DM-15A Nike Zeus A
موشک DM-15A نایکی زئوس اِی (Nike Zeus A) نیز حاصل دیگری از پروژه نایکی بود که ساخت نخستین موشک سپر پاد بالستیک دنیا محسوب میشود و در سال ۱۹۶۱ وارد خدمت در ارتش آمریکا شد. این موشک سرجنگی اتمی داشت و برای هدف قرار دادن موشکهای بالستیک شوروی ساخته شد. نایکی زئوس ای ۴۳۰ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع ۳۰۰ کیلومتری بالا میرفت. سرعتش نیز بیش از ۴.۶ ماخ و سیستم هدایتیاش مشابه دیگر موشکهای خانواده نایکی از نوع هدایت رادیویی بود. این موشک نیز همچون تمامی موشکهای پدافندی آمریکایی دیگر که بالاتر معرفی شدند، میتوانست با سرجنگی متعارف یا اتمی مسلح شود. موشک موشک DM-15A Nike Zeus A نیز حاصل همکاری بل، داگلاس و وسترن الکتریک بود.

Seaslug
بریتانیا نیز در سال ۱۹۶۱ نخستین موشک پدافند هوایی دریاپایه خود موسوم به سی اسلاج (Seaslug) را وارد خدمت در نیروی دریایی سلطنتی کرد. برد این موشک ۳۰ کیلومتر و ارتفاع پروازش تا ۱۷ کیلومتر بود. همچنین بیش از ۱ ماخ سرعت داشت و به روش پرتور سواری راداری هدایت میشد. این موشک ۴ پرتابگر راکتی و یک موتور راکتی اصلی داشت که همگی سوخت جامد بودند.

С-۱۲۵ Нева/Печора
شوروی نیز در سال ۱۹۶۱ چهارمین سامانه پدافند هوایی موشکی خود به نام S-125 نوا/پچورا را وارد خدمت کرد که در ناتو SA-3 گوا (Goa) نام گرفت. این موشک یک موتور راکتی سوخت جامد داشت و برد و ارتفاع پروازی آن به ترتیب ۱۵ و ۱۰ کیلومتر بود. همچنین ۳ تا ۳.۵ ماخ سرعت داشت. هدایت آن نیز به روش رادیو کنترل در خط میدان دید بود.

جنگنده F-117 برای کاهش سطح مقطع راداری و در نتیجه افزایش پنهانکاری و رادارگریزی، مهمات خود را درون بدنه حمل و برای رهاسازی آنها بایستی درب دهلیز را باز میکرد که سبب افزایش سطح مقطع راداری آن برای لحظاتی کوتاه میشد
موشک S-125 نوا/پچورا نخستین و تنها سامانه پدافند هوایی در دنیاست که موفق به سرنگونی یک هواپیمای پنهانکار و رادارگریز در جریان عملیات بمباران یوگوسلاوی توسط ناتو در جریان جنگ کوزوو شد. در تاریخ ۲۹ مارچ ۱۹۹۹، یک فروند جنگنده تهاجمی پنهانکار و رادارگریز آمریکایی F-117 نایت هاوک (Nighthawk) پس از آن که دریچه دهلیز داخلی حمل مهمات خود را برای لحظاتی باز کرد تا بمبهایش را بر فراز نیروهای ارتش یوگوسلاوی رها کند، سطح مقطع راداریاش به شدت افزایش یافت، به طوری که رادار جدید سامانه پدافندی S-125 که در اختیار صربها بود، موفق به کشف هواپیما از فاصله بسیار نزدیک ۱۳ کیلومتری شد. صربها پس از کشف هواپیما چندین موشک S-125 به سوی آن شلیک کردند که در نهایت یکی از آنها پس از انفجارش به هواپیما آسیب جدی وارد و خلبان را ناچار به بیرون پریدن از هواپیما کرد.

RIM-24 Tartar
در سال ۱۹۶۲ آمریکاییها یک موشک دیگر به نام RIM-24 تارتار (Tartar) را وارد خدمت کردند که دریاپایه بود و از شناورهای نیروی دریایی شلیک میشد. تارتار سومین موشک دریاپایه عملیاتی آمریکاییها بود و با موتور راکتی سوخت جامد خود به سرعت تقریبا ۲ ماخ میرسید. برد آن در نمونه اولیه که RIM-24A نام داشت بیش از ۱۶ کیلومتر و ارتفاع پروازی آن نیز ۱۵ کیلومتر بود. این موشک هدایت راداری نیمه فعال داشت و توسط کمپانی هوافضای فقید آمریکایی کانویر (Convair) ساخته شده بود. تارتار در دو نسل ساخته شد و سومین نمونه آن به دلیل توسعه موشک توانمند و معروف RIM-66 استاندارد (Standard) لغو شد.

Seacat
در همان سال ۱۹۶۲ نیروی دریایی بریتانیا یک موشک پدافندی دیگر به نام سی کت (Seacat) را وارد خدمت کردند که موشکی کوتاه برد بود و نخستین سامانه پدافند نقطهای عملیاتی در دنیا محسوب میشود. این موشک کوچک ضمن درگیری با هواگردهای دشمن، مهمات و به ویژه موشکهای ضد کشتی را نیز هدف قرار میداد. سی کت ۵ کیلومتر برد و ۰.۸ ماخ سرعت داشت. رانشش نیز توسط یک موتور راکتی سوخت جامد تامین میشد. هدایت آن نیز به روش رادیو کنترل در خط میدان دید بود.

RIM-50 Typhon
در سال ۱۹۶۲ آمریکاییها یک پدافند هوایی موشکی دیگر به نام RIM-50 تایفون (Typhon) ساخت بندیکس را آزمایش کردند که تا ارتفاع تقریبا ۳۰ کیلومتری بالا میرفت و بیش از ۳۷۰ کیلومتر برد داشت. برای پرتاب از موتور راکتی استفاده میکرد و پس از رها شدن موتورهای راکتی، موتور رم جت تامین رانش را بر عهده میگرفت. سرعت این موشک ۴ ماخ بود و برای فاز اول هدایت خود از سیستم هدایتی داخلی و در فاز پایانی نیز هدایت راداری نیمه فعال داشت. البته طرح این موشک نیز به دلیل توسعه موشک RIM-66 استاندارد لغو شد.

۲К۱۱ Круг
در سال ۱۹۶۵ شوروی سامانه ۲K11 کروگ (Круг: به معنی دایره) را وارد خدمت کرد که در ناتو SA-4 گانف (Ganef) نام گرفت. این موشک هدایت رادیویی داشت و برای پرتاب ۴ موتور راکتی سوخت جامد آن را بالا میبردند. سپس موتور رم جت آن روشن و به سرعت ۴ ماخ میرسید. کروگ ۵۵ کیلومتر برد داشت و ارتفاع پروازش نیز ۲۷ کیلومتر بود.

RIM-66 Standard
در سال ۱۹۶۷ نیز سه سامانه پدافندی دیگر وارد خدمت شدند که RIM-66 استاندارد یکی از آنهاست. این موشک علاوه بر قابلیت پدافند هوایی، میتوانست شناورهای دشمن را نیز مورد هدف قرار دهد. موشک استاندارد ۳۲ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع ۲۰ کیلومتر بالا میرفت. موتور راکتی سوخت جامدش نیز آن را به سرعت ۳.۵ ماخ میرساند. این موشک هدایت رادای نیمه فعال داشت. استاندارد در طول زمان همواره دستخوش بهسازی و ارتقا قرار گرفته و مدلهای جدید آن همچنان در خدمت هستند.

С-۲۰۰ Ангара/Вега/Дубна
موشک S-200 دوبنا/آنگارا/وگا یکی دیگر از موشکهای عملیاتی شده در سال ۱۹۶۷ است که شوروی آن را طراحی کرده بود و به خدمت گرفت که از نظر ظاهری شباهت زیادی به موشک Thunderbird انگلیسی داشت. موشک S-200 بسیار بزرگ است و هدف از طراحی آن، سرنگونی چندین بمب افکن با یک شلیک است. نمونه اولین آن ۱۸۰ کیلومتر برد و ۲۰ کیلومتر سقف ارتفاع پروازی داشت. موشک ۴ موتور راکتی پرتابگر و یک موتور راکتی اصلی داشت که همگی سوخت جامد بودند. سرعت آن نیز به ۴ ماخ میرسید. هدایتش نیز به روش رادرای نیمه فعال انجام میشد.

FIM-43 Redeye
و اما متفاوتترین موشک پدافندی که در سال ۱۹۶۷ وارد خدمت شد، FIM-43 رد آی (Redeye) است. رد آی نخستین موشک پدافندی شانه پرتاب است و انقلابی در زمینه پدافند هوایی پدید آورد. بدین ترتیب حتی کوچکترین گروههای رزمی نیز پدافند خود را داشتند تا در برابر تهدیدهای هوایی دشمن از خود دفاع کنند. رد آی ۴.۵ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع تقریبا ۳ کیلومتری اوج میگرفت. موتور راکتی سوخت جامد کوچکش نیز آن را به سرعت تقریبا ۲ ماخ میرساند. هدایت موشک نیز متفاوت بود و از روش آشیانه یابی فروسرخ، یعنی قفل روی گرمای تولیدی هدف، به طرف آن میرفت. این موشک در افغانستان توسط گروه چریکی مجاهدین افغانستان علیه شوروی استفاده شد و نتایج بسیار موفقی داشت. در نهایت در سال ۱۹۸۶ نیز جای خود کاملا را به نمونه موفقتر و امروزیتر FIM-92 استینگر (Stinger) داد که در سال ۱۹۸۱ وارد خدمت شده بود.
پروژه رد آی از سال ۱۹۵۹ آغاز و نخستین آزمایش آن در سال ۱۹۶۱ صورت گرفت. البته چون فناوری همچنان به بلوغ نرسیده بود، نتیجه رضایت بخشی نداشت و توسعه بیشتر موشک تا سال ۱۹۶۳ ادامه یافت. در آن سال تولید محدود موشک انجام شد و بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۶ مورد ارزیابی قرار گرفت. تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۶۷ رسما وارد خدمت شد.
رد آی نخستین موشک پدافندی عملیاتی در دنیاست که شلیک کن – فراموش کن بود؛ بدان معنا که پس از قفل روی هدف و شلیک، دیگر نیازی به هدایت از روی زمین توسط سامانههای ماشینی، رادار یا انسان نبود و خود موشک مستقلا به طرف هدف میرفت. البته پیشتر آمریکاییها چنین موشکهایی ساخته بودند که وارد خدمت نشدند.

۹К۳۲ Стрела-۲
شوروی نیز در سال ۱۹۶۸ نخستین موشک پدافند هوایی شانه پرتاب خود به نام ۹K32 استرلا ۲ (Cтрела: به معنی پیکان) را وارد خدمت کرد که ناتو آن را SA-7 گریل (Grail) نام نهاد. این موشک از نظر عملکرد و نرخ موفقیت به پای رد آی نمیرسید و ضعیفتر از آن بود. استرلا ۲ دارای برد ۳.۷ کیلومتر و ارتفاع پروازی ۱.۵ کیلومتر بود. موتور راکتی سوخت جامدش نیز آن را به سرعت ۱.۴ ماخ میرساند. این موشک نیز هدایت آشیانه یابی فروسرح داشت.
جالب است بدانید استرلا ۲ با سرقت اطلاعات پروژه رد آی ساخته و کاگب موفق شده بود اطلاعات ساخت این موشک را پنهانی به خاک شوروی منتقل کند. در زمان جنگ سرد کاگب سرقتهای اطلاعاتی بیشماری از غرب انجام داد که استرلا ۲ نیز یکی از آنهاست. البته آمریکا با وجود نگرانیهای موجود، رد آی را در اختیار گروههای شبه نظامی که علیه دولتهای متحد شوروی میجنگیدند نیز قرار داد که همین امر سبب شد شوروی راحتتر به آن دست پیدا کند.

۹К۳۱ Стрела-۱
شوروی در سال ۱۹۶۸ یک موشک سامانه دیگر به نام ۹K31 استرلا ۱ را نیز وارد خدمت کرد SA-9 گاسکین (Gaskin) نام گرفت. این سامانه از موشکهای ۹M31 استفاده میکرد که هم زمان با توسعه ۹K32 استرلا ۲ طراحی شدند و از فناوری آمریکاییها استفاده میکردند. البته از آن جا که استرلا ۱ شانه پرتاب نبود و توسط خودروی زرهی BRDM-2 حمل و شلیک میشد، موشکهای بزرگتری داشت. به دلیل جثه بزرگتر و در نتیجه سوخت بیشتر و موتور قویتر، برد موشکهای این سامانه ۴.۲ کیلومتر، ارتفاع پروازشان تا ۳.۵ کیلومتر و سرعتش نیز به ۱.۸ ماخ میرسید. هدایت آن نیز به روش آشیانه یابی فروسرخ بود.

Masurca
فرانسویها نیز در سال ۱۹۶۸ به باشگاه سازندگان پدافند هوایی موشکی پیوستند و نخستین موشک خود به نام مازوگغا (Masurca) را وارد خدمت کردند. مازوگغا دریاپایه بود و روی کشتیهای جنگی فرانسوی نصب شد. این موشک ۵۵ کیلومتر برد داشت و تا ارتفاع ۳۰ کیلومتری اوج میگرفت. با راکت پرتابگر کمکی شلیک و موتور راکتی سوخت جامد اصلیاش نیز آن را به سرعت ۳ ماخ میرساند. هدایت موشک نیز در فاز اولیه به صورت داخلی و در فاز پایانی به روش هدایت راداری نیمه فعال بود.

MIM-72 Chaparral
و به آخرین سامانه پدافند هوایی موشکی مورد بررسی خود در این نوشتار میرسیم. این سامانه که MIM-72 چپرال (Chaparral) نام داشت، در واقع حاصل نصب موشکهای هوا به هوای آمریکایی AIM-9D سایدوایندر (Sidewinder) روی نمونهای تغییر یافته از نفربر زرهی M113 بود. چپرال نخستین سامانه پدافندی بود که در آن از موشکهای هوا به هوا در نقش زمین به هوا استفاده میشد و ابتکاری جدید با موشکی آزمون پس داده بود. این موشک نیز هدایت آشیانه یابی فروسرخ داشت و شلیک کن – فراموش کن محسوب میشد.

AIM-9D Sidewinder
با توجه به این که در این سامانه موشک هوا به هوای AIM-9D از روی زمین شلیک میشد، به دلیل سرعت اولیه صفر، غلبه بر جاذبه و پرواز در محیطی با فشار بیشتر نسبت به ارتفاع بالا، بردش از حالت شلیک از هواپیما کمتر میشد. در نمونه اولیه چپرال برد موشک ۹ کیلومتر و ارتفاع پروازش نیز ۳ کیلومتر بود. موشک موتور راکتی کمکی نداشت و تنها با موتور راکتی خود شلیک و پرواز میکرد. سرعت آن نیز ۱.۵ ماخ بود. در حال که AIM-9D هوا پرتاب ۲.۵ ماخ سرعت و ۲۰ کیلومتر برد داشت.

پاتریوت
موارد معرفی شده در بالا، تمامی پدافندهایی هستند که از ابتدا تا پایان دهه ۱۹۶۰ وارد خدمت شدند. پیشرفت در عرصه ساخت پدافند همچنان ادامه یافت و دیگر کشورها نیز اقدام به طراحی و ساخت چنین سامانههایی کردند. سامانههای مدرنتر نیز از اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ به وضعیت عملیاتی رسیدند. مثلا S-300 شوروی در ۱۹۷۸ و MIM-104 پتریوت (Patriot) آمریکایی در سال ۱۹۸۱ وارد خدمت شدند که هر دو از مشهورترین پدافندها به شمار رفته و نمونههای جدیدتر آنها همچنان در خدمت هستند. شوروی همچنین در سال ۱۹۷۱ نخستین پدافند پاد بالستیک خود موسوم به A-35 را وارد خدمت اولیه کرد و پس از آمریکا، دومین سازنده این چنین سامانههایی شد.

آواکس و جنگنده
اگر دقت کنید در مییابید غرب و به ویژه آمریکا بیشتر سامانههای دریاپایه و شوروی نیز بیشتر سامانههای زمین پایه طراحی کرد. چرا که آمریکا از گذشته تاکنون نیروی دریایی بسیار بزرگی دارد که باید از آن محافظت کند. در خشکی نیز جنگندهها با پشتیبانی آواکس، رادارهای زمینی و هواپیماهای سوخت رسان حلقه اول دفاع هوایی هستند و پدافند نیز از آنها پشتیبانی میکند. به همین دلیل آمریکا از گذشته جنگندههای بسیار بیشتر و بهتری دارد و ناوگان هواپیماهای پشتیبانی هوایی آن (همچون هواپیمای سوخت رسان) نیز همواره بسیار قدرتمندتر بوده است.

پدافند S-300 روسی (С-۳۰۰ Фавори)
در طرف دیگر شوروی و پس از آن روسیه نیروی دریایی کوچکتر و خاکی بسیار وسیع و گستردهتر دارد که امکان حراست از آن به دلیل کم بودن تعداد جنگندهها و دیگر هواپیماهای پشتیبانی وجود ندارد. به همین دلیل شرق پدافندهای زمین پایه بیشتری طراحی کرد. در شرق پدافند هوایی خط اول دفاع است و جنگندهها و نیز آن را تکمیل میکنند. همچنین شوروی پدافندهای متحرک بیشتری ساخت که دلیل آن نیز محافظت از خودروهای به شدت پرشمار و نیروی زمینی قدرتمند خود در برابر جنگندهها و هلیکوپترهای بی شمار غرب بود. این سامانههای متحرک همراه خودروهای زرهی حرکت میکردند تا هنگام تهاجم احتمالی به اروپا، در برابر حملات هوایی وسیع ناتو بی دفاع نباشند.
امروزه نیز پدافندهای دیگری توسط کشورهای مختلف در حال توسعه هستند و سازندگان سعی دارند برای مقابله با چالشهای جدید همچون هواگردهای پنهانکار یا موشکهای هایپرسونیک، سامانههای جدیدتری طراحی کنند. پدافند پاد بالستیک نیز امروزه بسیار تکامل یافته و کشورهای رقیب همواره مشغول ساخت نمونههای جدید ارتقا و بهسازی نمونههای فعلی هستند. سامانهها پدافند لیزری نیز از دیگر جنگ افزارهای امروزی و در حال تکامل فعلی هستند.