سنتکام با انتشار فیلمی از هدف قرار گرفتن یک پهپاد یمنی با راکت هدایت لیزری (AGR-20 (APKWS II خبر داد. یکی از ضعف های دفاع زمینی و هوایی در مقابل انبوه پهپاد های حمله کننده بحث اوت نامبر شدن سامانه ها یا جنگنده ها از کمبود موشک های قابل حمل است. چند موشک از راکت های هدایت لیزری بر پایه راکت هایدرا میتوانند جای یک موشک هوا به هوا چون سایدوایندر را بگیرند. لازم به ذکر است که قیمت هر موشک سایدوایندر بطور میانگین برای با ۴۲۰ هزار دلار است  و این در حالی است که قیمت تمام شده راکت هدایت پذیر شده فوق تنها ۱۵ هزار دلار است. با تمام مزایا قابل انتظار است که قفل لیزری بر روی که پهپادهای پر سرعت و مانور پذیر کار دشواری باشد و در کنار تمام این ها همچنان ضعف کشف اولیه پهپاد ها با توجه با سطح مقطع بسیار پایین آن ها وجود دارد و در حقیقت این راکت های هدایت پذیر به نوعی نقش لایه آخر را بازی خواهند کرد و چه بسا با ورود گسترده تر پهپاد های جت این تسلیحات هم از دور خارج شوند .

توجه کنید که این سلاح یک جایگزین در همین جنگنده اف۱۶ است. جنگنده میخواهد موشک هدایت راداری و هدایت فروسرخ گران قیمت شلیک کند که بعضا قیمت میلیون دلاری دارند می آید و یک راکت که هدایت لیزری و ارزان قیمت شلیک می‌کند. اگر این سلاح نباشد باید با توپ شلیک کند که در اوکراین دیدیم چقدر خطرناک است و سر آن میگ ۲۹ به زیر کشیده شد. کشوری که دفاع هواپایه دارد و به یک جنگنده مجهز است به ناچار چنین گشت ها و هزینه هایی دارد و راه گریزی ازش نیست. اگر دفاع هوایی ایده آل می‌خوایم باید چنین هزینه ای کنیم. کار کشاورز حسب دستِ کشتِ اوست. 

 

جنگنده و در کل دفاع هواپایه و ابزارهای آن یک وسیله سیال هستند. از همان آواکس و جنگنده ای که در نقش دفاع استفاده میشود میتوان در نقش حمله به زمین استفاده کرد. پس تا اینجای کار سلاحی داریم که دو نوع ماموریت تهاجمی و دفاعی را با هم انجام میدهد. هزینه هارو بعلت دو نیرو در یکجا بودن باید تقسیم بر دو کرد. 

 

دفاع هواپایه همانطور که گفته شد این مزیت را دارد که سیال باشد. یعنی اینکه چند جنگنده سوخو۳۵ این ظرفیت را دارند که با گشت های هوایی مداوم کل آسمان یک کشور را پوشش بدهند و نقطه کور هم برای آن ها معنا ندارد و اگر یک آواکس هم به آن ها اضافه شود وضع از این هم بهتر خواهد شد. این در حالی است که برای مثال برای شناسایی یک پهپاد انتحاری با سطح مقطع کم، ما نیاز به سامانه دفاع کوتاه برد داریم که در ایران خوشبینانه برد موثر این سامانه ها میانگین ۲۵ کیلومتر است. یعنی عملا وقتی زیر امواج پر تعداد پهپاد ها در مسیر های متنوع و پیچیدگی عملیاتی زیاد قرار میگیریم. ما می مانیم و جزایر با شعاع ۲۵ کیلومتری که آن هم در شرایطی است که اخلال و پنهان کاری شدیدی رخ ندهد. شاید بگویید رادار های دیگر و مرکزی وضعیت را بهتر میکنند. بله درست است اما نقش آن ها تنها پیش اخطار است و کشف و رهگیری نهایی به گردن همین تلار های پدافندی است. در لبنان دیدیم که چقدر زمین نا امن است. با رعایت پدافند غیر عامل درست میتوان جنگنده هارا از بسیاری از نقاط کشور پرواز داد. آزاد راه ها و بسیاری از این مسیر های موقت می‌توانند به برج مراقبت سیار مجهز شده و نقش یک پایگاه هوایی را بازی کنند. وقتی یک جنگنده به پرواز در می آید چند ساعتی میتواند پرواز کند و با سوختگیری هوایی این روند مداومت میابد. پس بحث استتار و پدافند غیر عامل پدافند زمین پایه با تمام مزایا خود چالشی بزرگ است. در عصر حاضر هر چه کم تحرک باشد و بخصوص آنکه بر روی زمین باشد در آخر شکار میشود یا از عملکرد موثر خود دور میشود.

 

 

یک جنگنده با هزینه بسیار زیاد میتواند برای مثال فرار کند و یا سلاحی را از صد ها کیلومتر دور تر شلیک کند تا در معرض خطر قرار نگیرد. اما یک سامانه پدافندی بخصوص از نوع کوتاه برد باید در دل خطر باشد و در تعداد بسیار زیاد بکار رود تا موثر باشد. دقیقا نمی دانم F-16 چند فروند از این راکت های هدایت پذیر حمل می‌کند اما با توجه به ابعاد غلاف قابل انتظار است که دستکم ۶ غلاف از آن را حمل کند تا در مداومت آن مشکلی ایجاد نشود.  هر غلاف هفت فروندی است و اگر فرضا در آستانه لود تسلیحاتی درنظر بگیریم هر F16 میتواند به تنهایی۴۲ موشک ضد پهپاد حمل کند. این تعداد برابر است با بیش از ده سامانه مجید که ما ازش در همین بخش ضد پهپادی استفاده میکنیم. 

 

در نهایت نیاز به کثرت سامانه های پدافندی است و قیمت تمام شده هر موشک آن با توجه به نیاز به برد بیشتر و توانایی کشف ویژه‌ تر بسیار هزینه بر خواهد بود که در دراز مدت بر هزینه جنگنده ها می‌چربد. کنار این ها باید تامین برق و هزینه ی زیاد بخش آموزش پدافند هوایی به علت کثرت نفرات رو هم در نظر بگیریم و از همه بدتر اینکه هدف اول سرکوب دشمن هم همین سامانه های پدافندی زمین پایه و نفراتش خواهند بود و همواره این سامانه ها پاشنه آشیلی همچون خودروی مدیریت و فرماندهی و اوت نامبر شدن خواهند داشت.

 

نظر نا محبوب:

هزینه زیاد برای دفاع هوایی زمین پایه کار درستی نیست. این نوع دفاع تنها نقش ضربه گیر موقت را بازی خواهند کرد. آن هم در بازه زمانی بسیار کوتاه . پدافند زمین پایه برای کشور پهناور و با توپوگرافی  عجیب و غریب ما تنها در شرایطی موثر است که تنها مرکز مهم را بصورت بسیار فشرده پوشش دهد ( برای مثال کارخانه های فولاد و پتروشیمی ها و میادین نفتی و نیروگاه های هسته ای و ...). دفاع چند لایه و مستحکمی همچون اسرائیل که هم از دفاع زمینی و هم هوایی بطور هم زمان استفاده می کرد در نهایت در وعده صادق۲ در هم شکست و ما شاهد عبور پرتابه ها بصورت موثری بودیم. مسئله ای ساده وجود دارد. تهاجم همیشه نسبت به دفاع یک قدم جلوتر است. یک ابزار دفاعی همواره برای یک خطر تهاجمی شناخته شده ساخته می شود و در برابر خطرات احتمالی ناشناخته ضعف دارد، که البته معمولا هم توسط مهاجم همین راه ناشناخته برای سرکوب پدافند رفته میشود.

 

بسیاری اوقات به این موضوع فکر میکنم که شاید پدافند غیر عامل و یا حتی گذشتن از خیر برخی اماکن و ساخت مجدد آن ها هزینه کمتری برای ما داشته باشد. برای مثال با علم به شروع جنگ قطعات پیچیده و گران قیمت صنایع جا به جا شوند شانس بیشتری برای حفظشان خواهیم داشت( در جنگ تمام عیار تولید در منطقه زیر آتش را باید فراموش کنیم). اگر یک بازه ۳۰ ساله تولید و توسعه و آموزش و تعمیر نگهداری یک نیروگاه پدافند هوایی رو در نظر بگیریم شاید برابری کند با ساخت چندین ابر مرکز صنعتی ! اما بحث تحمل فشاری روانی این چنین ضربه هایی برای جامعه سخت است وگرنه این هزینه های دفاع و یا از نوع ساختن شاید چندان فرقی نکند. بهتر است در دفاع به سمت سلاح هایی برویم که ما کاربرد دو منظوره دارند. برای مثال همین نیروی هوایی که هم در بحث تهاجمی و هم دفاع میتواند اقدام کند. بعضی بخش ها مانند ضد بالستیک کاری نمی شود کرد و چاره ای جز ساخت پدافند نیست اما باید بدانیم که در نهایت شکست میخورد. پدافند هوایی زمین پایه تنها در نقش کمین پدافندی میتواند بسیار موثری باشد که خود نیازمند سامانه های خاص است. و در آخر دفاع هوایی که فقط یکی از دو نوع هواپایه و زمین پایه را دارد عین کابوسی بی پایان می ماند. این هم برای ما هم برای آمریکا و اسرائیل صادق است. و نهایتا حمله بهترین دفاع است.